شیطنتهای رادوین
از صبح تا شب من در این حالت هستم میدونید چرا ؟ از دست این اقا رادوین . واقعا دیگه برام هیچ انرژی نمی مونه . تازگیها خیلی شیطون شده از در دیوار بالا میره . دیروز خونه مامانم بودم رفت در بوفه رو باز کرد یه بستنی خوری دراورد انداخت شکست من بغلش کردم اوردم گوشه اتاق تا برم جاروبرقی بیارم اومدم دیدم سر جاش ایستاده و من جارو رو کشیدم اومدم این اتاق دیدم که چیزی تو دهنش داره خرت خرت میکنه .میدونید چی بود ؟ شیشه! داشتم قش میکردم تو خونه هم تنها بودم هر کاری کردم دهانش رو باز نمیکرد با زور دهان...











